جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۵۶۳ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۵۶۷ جلال الدین محمد مولویتو خورشید جهان باشی ز چشم ما نهان باشیتو خود این را روا داری وانگه این روا باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۸ جلال الدین محمد مولوییکی یاری نکوکاری ز هر آفت نگهداریظریفی ماه رخساری به صد جان رایگان باشد
- غزل شمارهٔ ۷۵۷ جلال الدین محمد مولویآنگهان زیر زبان میگفت یارم نام اومینگویم گرچه نامش هست خوش بوتر ز عود
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ جلال الدین محمد مولویخواریست و بندگیست پس آنگه شهنشهیستاندر نماز قامه بود آنگهی قعود
- غزل شمارهٔ ۹۰۹ جلال الدین محمد مولویاگر چه صورت خواجه به زیر خاک شدستضمیر خواجه وطنگه ز کبریا سازد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ جلال الدین محمد مولویآنها که شب و صبحدم آرام ندیدندناگاه فتادند بر آن گنج گهر بر
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۵ جلال الدین محمد مولویچون ربودند از صدف دانه گهربعد از آن چه آب خوش چه آذرش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ جلال الدین محمد مولویگوید قوی کن دل مرم از خشم و ناز آن صنماول قدح دردی بخور وانگه ببین پایان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۷ جلال الدین محمد مولویوقت صبح از گور مشرق سر برآر و زنده شومنکران حشر را آگه کن از برهان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۷ جلال الدین محمد مولویبر رخ روگر سیاهی از پی قزغان بودو آنگهی جمله سیاهی گرد شد بر قازغان
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۱ جلال الدین محمد مولویهم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن،وآنگه بیا با عاشقان همخانه شو؛ همخانه شو.
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ جلال الدین محمد مولویدر طبع همچون گولخن ناگه خلیفه رو نموداز روی میر مؤمنان شد فخر صد بغداد از او
