جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۵۶۹ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۱ جلال الدین محمد مولویمسلمانان مسلمانان بشویید از دل من دستکز این اندیشه دادم دل به دست موج دریایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۲ جلال الدین محمد مولویبسی دلها چو گوهرها ز نور لعل تو تابانبسی طوطی که آموزند از قندت شکرخایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۳ جلال الدین محمد مولویمن پای همیکوبم ای جان و جهان دستیای جان و جهان برجه از بهر دل مستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۴ جلال الدین محمد مولویای دل بزن انگشتک بیزحمت لی و لکدر دولت پیوسته رفتی و بپیوستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۶ جلال الدین محمد مولویتن را بدهد هستی جان را بدهد مستیاز دل ببرد سستی وز رخ ببرد زردی
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۰ جلال الدین محمد مولویامروز سماع ما چون دل سبکی داردیا رب تو نگهدارش ز آسیب گران جانی
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۲ جلال الدین محمد مولویبازآ که در آن محبس قدر تو نداند کسبا سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۶ جلال الدین محمد مولویدر وقت جفا دل را صد تاج و کمر بخشیدر وقت جفا اینی تا وقت وفا چونی
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۲ جلال الدین محمد مولویخواهم که روم زین جا پایم بگرفتهستیدل را بربودهستی در دل بنشستهستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۳ جلال الدین محمد مولویاز یک قدح و صد دل، او مست نمیگرددگر باده اثر کردی در دل تن از او رستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۴ جلال الدین محمد مولویصورت چه که بربودی در سر بر ما بودیبرخاستی از دیده در دلکده بنشستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۵ جلال الدین محمد مولویبا هیچ دل مست او تقصیر نکردهست اوپس چیست ز ناشکری تشنیع چنانستی
