جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۵۸ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۲ جلال الدین محمد مولوینی صدق ماند و نی ریا نی آب ماند و نی گیاوانگه بگفتم هین بیا ای یار گلرخسار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ جلال الدین محمد مولویشش جهت است این وطن قبله در او یکی مجوبی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۴ جلال الدین محمد مولویزهی میدان زهی مردان همه در مرگ خود شادانسر خود گوی باید کرد وانگه رفت در میدان
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۶ جلال الدین محمد مولویتا ره نبرد ترسا دزدیده به دیر توگه عاشق زناری گه قصد چلیپا کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ جلال الدین محمد مولویلطف خود پیدا کند در آب باران ناگهانباز در گلشن درآید سر برآرد از زمین
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ جلال الدین محمد مولویهم بدان سو که گه درد دوا می خواهیوقف کن دیده و دل روی به هر سوی مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۵ جلال الدین محمد مولویگه بربا همچون گرگ بره درویش راگه سگ بر من گمار هایکنان چون شبان
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ جلال الدین محمد مولویگیر که خود جوهریی نیست پی مشترییچون نکنی سروریی ابر گهربار تو کو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۵ جلال الدین محمد مولویدر کشتی و دریایی خوش موج و مصفاییزیری گه و بالایی ای زیر و زبر برگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۷ جلال الدین محمد مولویزهی عشقی که دارد بر کفی خاککه گاهش گل کند گه لاله زار او
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۸ جلال الدین محمد مولویهفت بحر ار بِفَزایند و به هفتاد رسندبود او را به گه عَبرَه به زیرِ زانو
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۶ جلال الدین محمد مولویجانا توی کلیم و منم چون عصای توگه تکیه گاه خلقم و گه اژدهای تو
