جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۵۸۵ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۳۹۰ خاقانی شروانیطرهٔ تو به رغم من چون شب من به تیرگیکیسهٔ من ز ناز تو چون لب تو به لاغری
- شمارهٔ ۱ - در ستایش یکی از حاکمان شرع وحشی بافقیمگذار که این متاع بیقدرتاراج شود چو خوان یغما
- شمارهٔ ۶ وحشی بافقیمن آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود رابه یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را
- شمارهٔ ۹ وحشی بافقینرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز راشیوه را بشناس قیمت، قدر مشکن ناز را
- شمارهٔ ۳۳ وحشی بافقیز وحشی فاش شد رازی که حسنت داشت پنهانیبکش او را که اشک و آه او کردند غَمّازت
- شمارهٔ ۴۰ وحشی بافقیخوش است بزم ولی پر ز خائن راز استسخن به رمز بگویم که غیر، غماز است
- شمارهٔ ۴۴ وحشی بافقیاز نوک غمزه سفته شد و خوب سفته شددرهای راز هم که نگاهش نسفته خواست
- شمارهٔ ۶۶ وحشی بافقیمشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیستباز این تدبیر بهرِ جانِ بیتدبیرِ کیست
- شمارهٔ ۷۰ وحشی بافقیتیغی که زخم ناز به قدر جگر خورمتا در میان غمزهٔ بیداد جوی کیست
- شمارهٔ ۸۱ وحشی بافقیبر من کمان مکش که از آن غمزهام هلاکبازو مساز رنجه که حاجت به تیر نیست
- شمارهٔ ۸۹ وحشی بافقیدیده گستاخ نگاهست بر آن مست غروردر کمینگاه نظر غمزه مگر حاضر نیست
- شمارهٔ ۱۰۱ وحشی بافقییکی قبول نکرد از هزار تحفهٔ جانبهانه غمزهٔ مشکل پسند کرد و گذشت
