جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۵۹۳ از ۱٬۵۰۱
- شمارهٔ ۱۳۲ وحشی بافقیشدم چون رشتهٔای از ضعف و دارم شادمانیهاکه روزی یار، با آن گوهر یکدانه خواهم شد
- شمارهٔ ۱۳۹ وحشی بافقیشد آتش جگرم پیش مردمان روشنز خون گرم که در چشم خونفشانم بود
- شمارهٔ ۱۴۰ وحشی بافقیخاطر هرکس ازو میشد به نوعی شادمانشادمان گشتم که با من همچنان باشد، نبود
- شمارهٔ ۱۵۰ وحشی بافقیاقرار مهر کردم وگفتم وفاکنیکشتی مرا قرار تو با من چنین نبود
- شمارهٔ ۱۶۳ وحشی بافقیآنکه گوید نزدم جام و زد آتش به دلمچهره افروختن و میل کبابش نگرید
- شمارهٔ ۱۶۶ وحشی بافقیشد نوبت دیدار و زدم کوس بشارتیعنی که دعای سحری کارگر آمد
- شمارهٔ ۱۷۷ وحشی بافقیچو مجنون تازه سازم داستان عشق و رسواییکه اینهم در میان مردمان افسانهای باشد
- شمارهٔ ۱۸۰ وحشی بافقیبه خود دادم قرار صبر بی او یک دو روز امااز آن ترسم که ناگه روزگاری در میان افتد
- شمارهٔ ۱۸۱ وحشی بافقینشینم من هم از اندوه و دور از کوی او گریمغریب و دردمندی هر کجا دور از وطن گرید
- شمارهٔ ۱۸۳ وحشی بافقیپی خدنگ جگر گون به خون مردم کردبهانه ساخت که شنجرف بوده پی گم کرد
- شمارهٔ ۱۸۶ وحشی بافقیروح آن کشتهٔ غم شاد که تا بود دمییار غم بود و شکایت ز غم یار نکرد
- شمارهٔ ۲۰۸ وحشی بافقیغلامی هست وحشی نام و میخواهد خریداریبه بازار نکو رویان که خدمتکار میخواهد
