جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۶۷۳ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۸۵ جلال الدین محمد مولویچون شمع بُدم سوزان هر شب به سحر کُشتهامروز بنشناسم شب را ز سحر جانا
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ جلال الدین محمد مولویخمش کردم که پایم گل فرورفتتو بگشا پر نطق جعفری را
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ جلال الدین محمد مولویخمش کردم سخن کوتاه خوشترکه این ساعت نمیگنجد علالا
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ جلال الدین محمد مولویپس اندر عشق دشمن کام گردمکه دشمن مینپرسد کار ما را
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ جلال الدین محمد مولویبکت عینی غداة البین دمعاو اخری بالبکا بخلت علینا
- غزل شمارهٔ ۱۱۵ جلال الدین محمد مولویآن کاو قدم تو را زمین شدکی یاد کند ز آسمانها
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ جلال الدین محمد مولویسحر تو نمود بره را گرگبنموده ز گندمی جوی را
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ جلال الدین محمد مولویدیدم رخ خوب گلشنی راآن چشم و چراغ روشنی را
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ جلال الدین محمد مولویمردم به امید و این ندیدمدر گور شدم بدین تمنا
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ جلال الدین محمد مولویساقیا گردان کن آخر آن شرابِ صاف رامحو کن هست و عدم را بردران این لاف را
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ جلال الدین محمد مولویز آنسویِ هست و عدم چون خاصِ خاصِ خسروی !همچو ادبیران چه در هستی خزیدستی دلا ؟
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ جلال الدین محمد مولویخدمتِ شمس حق و دین باد کارت ساقیاباده گردان، چیست آخر داردارت ساقیا ؟
