جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۶۷۷ از ۷۰۴
- بخش ۷۸ - جواب ناصرخسرو قبادیانی… وجود باشد بدیها از جوهر او دور باشد. و نیز جای بازگشتن نفسها آنک پیغمبران علیهم السلام خلق را بدان امید دادند بهشت است و بدی را از آنجای نفی کردند، و گفتند که اندرو مرگ نباشد، چنانک خدای تعالی گفت ، قوله تعالی: لا …
- گفتار بیست و دویم ناصرخسرو قبادیانی… هر آن گفتند که آنروز مردمان امت همه گرد شوند بیکجا همچنانکه مرتبهای پیغمبران و امامان اندر محمد مصطفی صلی الله علیه و آله جمله شد که روز آدینه دلیل بر اوست و نماز آدینه دو رکعت کنند و دو خطبه خوانند معنیش آنست که ناطق مر …
- شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله خاقانی شروانیطفلی هنوز بستهٔ گهوارهٔ فنامرد آن زمان شوی که شوی از همه جدا
- شمارهٔ ۱۰ - رشید الدین وطوط در مدح خاقانی قصیدهای مشتمل بر سی و یک بیت سرود و برای او فرستاد که اولش این است «ای سپهر قدر را خورشید و ماه وی سریر فضل را دستور و شاه» «افضل الدین بوالفضایل بحر فضل فیلسوف دین فزای کفرکاه» خاقانی در جواب وی گفته است خاقانی شروانیلطافت حرکات فلک به گاه سماعطراوت نغمات ملک به گاه ندا
- شمارهٔ ۵۸ - این قصیدهٔ را در جواب امام مجد الدین سروده و به مدح شاه اخستان پایان داده است خاقانی شروانیدشمنان چون بر غمم بخشودهاندبر سر دشمن روان خواهم فشاند
- شمارهٔ ۹۰ - در ستایش اتابک منصور فرمانروای شماخی و ابوالمظفر شروان شاه خاقانی شروانیهمانا خروس است غماز مستانکه تشنیع او راز ایشان نماید
- شمارهٔ ۱۷۸ - مطلع دوم خاقانی شروانیدر غمت ای زود سیر تشنهٔ دیرینهامتشنه به جز من که دید آبخورش آتشین
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش عبدالله خان اعتمادالدوله وحشی بافقیمرغزاری را که از آب حمایت پروریهر غزالی کاندراو گردد شود ضیغم شکار
- بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو وحشی بافقیز هر جنسی که هست از ما بر آن رنگبرون آرید ازین غمخانهٔ تنگ
- بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت وحشی بافقیدر آن هنگام کاستیلای عشق استصبوری کمترین یغمای عشق است
- بخش ۲۶۱ - پیام اقبال لاهوریدل ز ناز خنک او به تپیدن نرسدلذتی در خلش غمزهٔ پنهانش نیست
- بخش ۱۲ - در شرح اسرار اسمای علی مرتضی اقبال لاهوریاز رخ او فال پیغمبر گرفتملت حق از شکوهش فر گرفت
