جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۷۰۲ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۱ جلال الدین محمد مولویخیره بِمانْد جانِ من در رخِ او دَمی و گفتای صَنم خوش خوشین، ای بُتِ آب و آتشین
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۲ جلال الدین محمد مولویبانگ رسید در عدم گفت عدم بلی نعممی نهم آن طرف قدم تازه و سبز و شادمان
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۶ جلال الدین محمد مولویمن دل پردلان بدم قوت صابران بدمبرد هوای دلبری هم دل و هم قرار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۰ جلال الدین محمد مولویمن شبم از سیه دلی تو مه خوب و مفضلیظلمت شب عدم شود در رخ ماه راه بین
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ جلال الدین محمد مولویبندهام آن جمال را تا چه کنم کمال رابس بودم کمال تو آن تو است آن من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۲ جلال الدین محمد مولویمه که نشانده تو است لابه کنان به پیش توپیش خودم نشان دمی ای شه خوش نشان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۳ جلال الدین محمد مولویوگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر ناگاهانشود جان خصم جان من کند این دل سزای من
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۵ جلال الدین محمد مولویچه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانمکه خوردم از دهانبندی در آن دریا کفی افیون
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۸ جلال الدین محمد مولویوگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر چون خامانشود دل خصم جان من کند هجران سزای من
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۹ جلال الدین محمد مولویچو دیکی پخت عقل من چشیدم بود ناپختهزدم آن دیک در رویش ز بهر جوش شمس الدین
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۲ جلال الدین محمد مولویچون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کنصد جان به عوض بستان وان شیوه تو با ما کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۶ جلال الدین محمد مولویای کار من از تو زر ای سیمبر مستانهم سیم به یادم ده هم سیم و زرم بستان
