جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۷۰۲ از ۷۳۸
- بخش ۲۷ - ابا نمودن پدر لیلی از پیوند دادن وی با مجنون جامیهر ذره اگر چه زو تهی نیستیک ذره ازوش آگهی نیست
- بخش ۶۴ - به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از وی جامیناگهانی ز در درون آمدسوی آن بندی زبون آمدی
- بخش ۱۹ - از مشاهده تغییر حال زلیخا گره تحیر به رشته تفکر کنیزان افتادن و دایه بر سر انگشت استفسار گره را از آن رشته گشادن جامیگهی از گریه چشمش آب می ریختچه جای آب خون ناب می ریخت
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ ناصرخسرو قبادیانیبرنه به سر کلاه خرد وانگهبرکن به شب یکی سوی گردون سر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ ناصرخسرو قبادیانیبه نانش چون من آب خویش بدهمچو آبم شد من آنگه چو خورم نان؟
- بخش ۲۷ - اندر فرق میان مدرک و ادراک ناصرخسرو قبادیانی… ایاندر میانه سیاهی چشم است بزیر آن پوست روشن که هر که بچشم کسیاندر نگه کرد، صورت خویش رااندرو ببیند، و مر او را بدین سبب مردمک چشم گویند، از بهر آنکاندر یافتن دیدنیها از رنگها و شکلها که این بر طبیعتهاست وز حرکتها …
- شمارهٔ ۶ - در پند و اندرز و معراج حضرت ختمی مرتبت خاقانی شروانیجولانگه تو زان سوی الّاست گر کنیهژده هزار عالم ازین سوی لا رها
- شمارهٔ ۸ - در مرثیهٔ خواجه ابوالفارس خاقانی شروانیهمه آفاق آگهند که بازکار خاقانی از نورد گذشت
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه خاقانی شروانیدستوری خواهد از خداوندکز درگه شه مکان ندیده است
- شمارهٔ ۵۴ - در ستایش رکن الدین محمد بن عبد الرحمن طغان یزک خاقانی شروانیاز پی دستینهٔ رباب کف میچون گهر عقد یک نظام برآمد
- شمارهٔ ۹۶ - در بیماری فرزند و تاثر از درگذشت وی گوید خاقانی شروانیچار طوفان تو از چار گهر بگشاییدگر شما جان ستمکش به گهر بازدهید
- شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند. خاقانی شروانیدانهدانه گهر اشک ببارید چنانکگره رشتهٔ تسبیح ز سر بگشایید
