جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۰۵ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۳۵۷ بیدل دهلویبه خاکِ راهِ که گردید قطرهزن مهتابکه چون گلاب فشاندم به پیرهن مهتاب
- غزل شمارهٔ ۳۵۹ بیدل دهلویکیست کز مرکز جدا گردیدنش زنگی نباختخون دل از دیده تا گردد برون میگردد آب
- غزل شمارهٔ ۳۶۵ بیدل دهلویمحرمان وصل در خشکی نفس دزدیدهاندخار ماهی را نباشد سبز گردیدن در آب
- غزل شمارهٔ ۳۷۱ بیدل دهلویپیوسته است از مژه بر دیدهها نقابلازم بود به مرد صاحبحیا نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۲ بیدل دهلویاز چهرهات،که آینهٔ معنی حیاستچون پردههای دیده نگردد جدا نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۵ بیدل دهلویدامن دیده به هر سرمه میالا بیدلانتظاری شو وگرد سر راهی دریاب
- غزل شمارهٔ ۳۷۷ بیدل دهلویهرچند واسرایند صد ره ترانهٔ جاهاز نی بلند گردید شور نوای مطرب
- غزل شمارهٔ ۳۸۵ بیدل دهلویبه رفعکلفت هر آفتیست تدبیریگر آتشی به دل افتد زدیده آب طلب
- غزل شمارهٔ ۳۸۹ بیدل دهلویزیر نقش پای او ما هم سری دزدیدهایمسایهٔگلگر بود بال همای عندلیب
- غزل شمارهٔ ۳۹۲ بیدل دهلویدر عرقگم شد جبین فطرت از ننگ هوسآه از آن گنجی که گردید آب در ویرانهات
- غزل شمارهٔ ۴۰۲ بیدل دهلویاز اضطراب دل نرسیدم به راحتیخوابم به دیده جنبش این گاهواره سوخت
- غزل شمارهٔ ۴۰۴ بیدل دهلویما نه تنها در شکنج جسم گردیدیم خاکای بسا گنجی که نقد خویش در ویرانه سوخت
