جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۷۱ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ جلال الدین محمد مولویچشمهٔ خورشید تویی، سایهگه بید منمچونک زدی بر سر من، پست و گُدازنده شدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ جلال الدین محمد مولویدو صورت پیش می آرد گهی شمع است و گه شاهددوم را من چو آیینه نخستین را لگن باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ جلال الدین محمد مولویگه ترکم و گه هندو گه رومی و گه زنگیاز نقش تو است ای جان اقرارم و انکارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۹ جلال الدین محمد مولویشب گه خواب از این خرقه برون می آیمصبح بیدار شوم باز در او محشورم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۲ جلال الدین محمد مولویگه ز تمزیج جمادات چو یخ منجمدیمگه در آن شیر گدازنده مثال شکریم
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۹ جلال الدین محمد مولویخود مرید من نمیرد کآب حیوان خورده استوانگهان از دست کی از ساقیان ذوالمنن
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۴ جلال الدین محمد مولویبحری است چون آب خضر گر پر خوری نبود مضرگر آب دریا کم شود آنگه برو دلتنگ شو
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ جلال الدین محمد مولویچو تو سیمرغ روح را بکشانی در ابتلاچو مگس دوغ درفتد به گه امتحان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ جلال الدین محمد مولویبا این همه او به بود از غافل منکر که اوگه میکند اقرارکی گه او ز لا پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۰ جلال الدین محمد مولویهمه جانها شده لرزان در این مکمن گه هجرانبرای امن این جانها در این مکمن نمیآیی
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۱ جلال الدین محمد مولویگفتی که تو را یارم رخت تو نگهدارماز شیر عجب باشد بس نادره چوپانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۶ جلال الدین محمد مولویچون گرسنه قحط در این لقمه فتادیگه لب بگزیدی و گهی دست خلیدی
