جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۱۱ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۶۵۳ بیدل دهلویهر که را سررشتهٔ وضع حیا باشد به دستمیتواند چون نگه در دیدهٔ بینا نشست
- غزل شمارهٔ ۶۷۰ بیدل دهلویآسان مگیر، دیدن تمثال ما و منزنگ نفس ز آینهٔ دل زدودنست
- غزل شمارهٔ ۶۷۱ بیدل دهلویتاکی صفا ز نقش توچیند غبار زنگخود را مبین اگر هوس آیینه دیدنست
- غزل شمارهٔ ۶۷۲ بیدل دهلویپیوستگی به حق، ز دو عالم بریدنستدیدار دوست هستی خود را ندیدنست
- غزل شمارهٔ ۶۷۸ بیدل دهلویحسن ازننگ طرف با جلوه نپسندید صلحخلوت آیینهٔ ما عرصهگاه جنگ اوست
- غزل شمارهٔ ۶۷۹ بیدل دهلویبه چشم کم منگر بیدل ستمزده راکه آبروی محبت به دیدهٔ نم اوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۶ بیدل دهلویوصل هم بیدل علاجتشنهٔ دیدار نیستدیدهها چندانکه محو اوست دیدن آرزوست
- غزل شمارهٔ ۶۸۹ بیدل دهلویبهاربوسه به پای تو داد و خونگردیدنگه تصور رنگینی حنا بستهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۱ بیدل دهلویتا قیامت حسرت دیدار باید چید و بسچشممخموری در این ویرانه نرگس کاشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۳ بیدل دهلویهرچند داغگشت دل و دیده خونگریستآگه نشدکه عشق چه آزار داشتهست
- غزل شمارهٔ ۶۹۴ بیدل دهلویتا نفس زد تخم خواب ریشهها گردید تلخدل جهانی را به فریاد حزین برداشتهست
- غزل شمارهٔ ۷۰۰ بیدل دهلویبا همهکلفت دوری به همین خرسندیمکه در آیینهٔ ماحسرت دیداری هست
