جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۲۰ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۴۳ جلال الدین محمد مولویکاهل و ناداشت بُدم کام درآورد مراطوطی اندیشه او همچو شکر خورد مرا
- غزل شمارهٔ ۴۴ جلال الدین محمد مولویخواندم امیر عشق را، فهم بدین شود تو راچونک تو رهن صورتی، صورت توست ره نما
- غزل شمارهٔ ۵۶ جلال الدین محمد مولویچو چشمی مُقتَرِن گردد بدان غیبی چراغِ جانببیند بیقرینه او قرینانِ نهانی را
- غزل شمارهٔ ۵۹ جلال الدین محمد مولویتو را عزت همی باید که آن فرعون را شایدبده آن عشق و بِستان تو چو فرعون این ولایتها
- غزل شمارهٔ ۶۴ جلال الدین محمد مولویزهی دلشاد مرغی کو مقامی یافت اندر عشقبه کوه قاف کی یابد مقام و جای جز عنقا؟
- غزل شمارهٔ ۶۶ جلال الدین محمد مولویبرو ای راه ره پیما بدان خورشید جانافزااز این مجنون پرسودا ببر آنجا سلامی را
- غزل شمارهٔ ۶۸ جلال الدین محمد مولویبرات عمر جان اقبال چون برخواند پنجه شصتتراشید و ابد بنوشت بر طومار شصتش را
- غزل شمارهٔ ۷۱ جلال الدین محمد مولویاگر نه عشق شمس الدین بُدی در روز و شب ما رافراغتها کجا بودی ز دام و از سبب ما را
- غزل شمارهٔ ۷۶ جلال الدین محمد مولویخامش کن تا هر کس در گوش نیارد اینخود کیست که دریابد او خیر و شر ما را
- غزل شمارهٔ ۸۳ جلال الدین محمد مولویمیر آمد میر آمد وان بدر منیر آمدوان شکر و شیر آمد تا روز مشین از پا
- غزل شمارهٔ ۹۶ جلال الدین محمد مولویآن لب که بود کون خری بوسهگه اوکی یابد آن لب شکر ِبوس مسیحا؟
- غزل شمارهٔ ۹۸ جلال الدین محمد مولویما را چه از آن قصّه که گاو آمد و خر رفت؟هین وقت لطیف است از آن عربده بازآ
