جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۷۴ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۴۴۶ سعدی شیرازیعاقل نکند شکایت از دردمادام که هست امید درمان
- غزل شمارهٔ ۴۴۸ سعدی شیرازیکه میداند دوای درد سعدیکه رنجورند از این علت طبیبان
- غزل شمارهٔ ۴۶۰ سعدی شیرازیهزارم درد میباشد که میگویم نهان دارملبم با هم نمیآید چو غنچه روز بشکفتن
- غزل شمارهٔ ۴۶۱ سعدی شیرازیمن نمییارم از جفای رقیبدرد با یار مهربان گفتن
- غزل شمارهٔ ۴۸۱ سعدی شیرازیکشتهٔ معشوق را درد نباشد که خلقزنده به جانند و ما زنده به تأثیر او
- غزل شمارهٔ ۴۹۲ سعدی شیرازیتا کی ز درد عشق تو نالد روان منروزی به لطف از تو مثالی نیافته
- غزل شمارهٔ ۵۰۸ سعدی شیرازیخون در دل آزرده نهان چند بماندشک نیست که سر برکند این درد به جایی
- غزل شمارهٔ ۵۱۶ سعدی شیرازیتو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت؟تو حال تشنه ندانی که بر کنارهٔ جویی
- غزل شمارهٔ ۵۲۲ سعدی شیرازیگرَم عذاب نمایی به داغ و درد جداییشکنجه صبر ندارم بریز خونم و رَستی
- غزل شمارهٔ ۵۳۱ سعدی شیرازیگفتم نهایتی بود این درد عشق راهر بامداد میکند از نو بدایتی
- غزل شمارهٔ ۵۳۴ سعدی شیرازیما را که جراحت است خون آیددرد تو چنم که فارغ از دردی
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ سعدی شیرازیگر بکشی کجا روم، تن به قضا نهادهامسنگ جفای دوستان، درد نمیکند بسی
