جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۷۵۱ از ۹۹۶
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ جلال الدین محمد مولویچند بپرسی که رخت زرد چیستاز غم تو ای بت گلرنگ من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۸ جلال الدین محمد مولویمیش هر دم همیگوید که آب خضر را درکشرخش هر لحظه میگوید که گلزار مخلد بین
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۳ جلال الدین محمد مولویبیچون تو را بیچون کند روی تو را گلگون کندخار از کفت بیرون کند وآنگه سوی گلزار شو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۲ جلال الدین محمد مولویآن بلبل مست ما، بر گلشن ما نالانچون فاخته ما پران، فریادکنان کوکو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۲ جلال الدین محمد مولویبه پیشت نام جان گویم زهی روحدیث گلستان گویم زهی رو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۳ جلال الدین محمد مولویبه پیشت نام جان گویم زهی روحدیث گلستان گویم زهی رو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۴ جلال الدین محمد مولویبیا ای رونق گلزار از این سواز آن شکر یکی قنطار از این سو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۷ جلال الدین محمد مولویز باغ جان دو سه گلدسته بربندحکایتهای آن گلزار برگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ جلال الدین محمد مولویای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تونقشهایی دیدم از گلزار تو گلزار تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۱ جلال الدین محمد مولویچون زمین سرسبز گشت از عکس آن گلزار اونعرهها آمد به گوشم ز آسمان این است او
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۵ جلال الدین محمد مولویآمد خیال آن رخ چون گلستان توو آورد قصههای شکر از لبان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۶ جلال الدین محمد مولویای همه دستان ساقی مستانراز گلستان برگو برگو
