جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۵۷ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۴۶ - در عزلت خاقانی شروانیخواه ظلم پاش خواه نور گزین پسدیدهٔ خاقانی از زمانه فراز است
- شمارهٔ ۴۹ - قصیده خاقانی شروانیتشنهٔ دل به آب مینرسددیده جز بر سراب مینرسد
- غزل شمارهٔ ۴۹ خاقانی شروانیبردار پرده از رخ و از دیدههای مانوری که عاریه است به خورشید وافرست
- غزل شمارهٔ ۵۰ خاقانی شروانیدر همه روی زمین به ز تو دارندهایبزم خلیفه ندید لشکر سلطان نداشت
- شمارهٔ ۵۳ - قصیده خاقانی شروانیپولاد بسی دیدم، کو آب شُدَ ازْ آتش،تو آب شدی، زین پس پولاد نخواهی شد.
- غزل شمارهٔ ۵۵ خاقانی شروانیدیدهٔ شوخ تو را کشتن خلق آئین شدتا کی این ظلم، در این دیده همانا نم نیست
- غزل شمارهٔ ۵۷ خاقانی شروانیبس شب که نوان بودم بر درگه وصلشتا روز مرا در زد و دیدار نپذرفت
- شمارهٔ ۵۷ - قصیده خاقانی شروانیکس ندیده است نمد زینش خشکسست شد لاشه به جاییش ببند
- شمارهٔ ۵۹ - در رثاء خانوادهٔ خود خاقانی شروانیگردون نبرد ساخت به خونریز با دلمدر دیده خون دل ز نشان نبرد ماند
- غزل شمارهٔ ۶۴ خاقانی شروانیکیست که در کوی تو فتنهٔ روی تو نیستوز پی دیدار تو بر سر کوی تو نیست
- شمارهٔ ۶۵ - مطلع دوم خاقانی شروانیبر امیدی کز شکر سازد لبش تسکین جانهم گلاب از دیده و هم ناردان افشاندهاند
- غزل شمارهٔ ۶۸ خاقانی شروانیاکنون که دیدی آن سرِ زنجیر مُشکپاشزنجیر میگسل که خرد حلقه بر در است
