جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۷۶۴ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۴ جلال الدین محمد مولویکی یارد صید ما را قصد کردنکی یارد بنده ما را خریدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۷ جلال الدین محمد مولویوان عطارد صدر گیرد که منم صدرالصدورچرخها ملک من است و برجها ارکان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۱ جلال الدین محمد مولوییرزقون فرحین بخوریم آن می و نقلمقعد صدق چو شد منزل عشاق سکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۲ جلال الدین محمد مولویگفتم چو تو را قصد است به جانجز خون نبود نقل و خور من
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ جلال الدین محمد مولوییا جانب تبریز رو از شمس دین محظوظ شویا از زبان واصفان از صدق بنما باوری
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۷ جلال الدین محمد مولویفراوان ریز در جانم از آن میهای ربانیز بحر صدر شمس الدین که کان خمر تنگستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ جلال الدین محمد مولویچرا بستی تو خواب من برای نیکویی کردنازیرا گنج پنهانی و اندر قصد اظهاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۶ جلال الدین محمد مولویاگر چه تو نداری هیچ مانند الف، عشقتبه صدر حرفها دارد چرا؟ زان رو که آن داری
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۲ جلال الدین محمد مولوینی خمش کن خمش کن رو به قاصد ترش کنترک اصحاب هش کن باده خور در نهانی
- بخش ۱۲۹ - قصهٔ شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو میافتم در راه رفتن تو کم در روی میآیی این چراست و جواب گفتن شتر او را جلال الدین محمد مولویهمچنانک دید آن صدر اجلپیش کار خویش تا روز اجل
- بخش ۱۴ - قصهٔ اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بی زحمت درویشان باغها را قطاف کنند جلال الدین محمد مولویگفت الا یعلم هواک من خلقان فی نجواک صدقا ام ملق
- بخش ۸۷ - مبالغه کردن موش در لابه و زاری و وصلت جستن از چغز آبی جلال الدین محمد مولویپانصد استسقاستم اندر جگربا هر استسقا قرین جوع البقر
