جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۸۲ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۲ جلال الدین محمد مولویگر نی که کورندی چنین آخر بدیدندی چنانآن سو هزاران جان ز مه چون اختران آونگها
- غزل شمارهٔ ۲۹ جلال الدین محمد مولویکو دیدهها درخورد تو تا دررسد در گرد توکو گوش هوش آورد تو تا بشنود برهان ما
- غزل شمارهٔ ۳۶ جلال الدین محمد مولویگوش توی دیده توی وز همه بُگزیده توییوسُف دزدیده توی بر سَرِ بازار بیا
- غزل شمارهٔ ۳۸ جلال الدین محمد مولویآینهام آینهام مرد مقالات نهامدیده شود حال من ار چشم شود گوش شما
- غزل شمارهٔ ۴۲ جلال الدین محمد مولویروز مرا دیدن تو شب غم ببریدن تواز تو شبم روز شود همچو نهاری صنما
- غزل شمارهٔ ۴۶ جلال الدین محمد مولویهوش فزود هوش را حلقه نمود گوش راجوش نمود نوش را نور فزود دیده را
- غزل شمارهٔ ۵۶ جلال الدین محمد مولویشکسته پشتِ شیطان را، بدیده روی سلطان راکه هر خس از بنا داند به استدلال بانی را
- غزل شمارهٔ ۶۴ جلال الدین محمد مولویتو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟
- غزل شمارهٔ ۶۶ جلال الدین محمد مولویدر این دام و در این دانه مجو جز عشق جانانهمگو از چرخ وز خانه تو دیده گیر بامی را
- غزل شمارهٔ ۸۰ جلال الدین محمد مولویگیرم قدحِ غیبی از دیده نهان آمد !پنهان نتوان کردن مستی و خرابی را
- غزل شمارهٔ ۹۴ جلال الدین محمد مولویز شمس الحق تبریز دل و جان و دو دیدهسراسیمه و آشفته سوداست خدایا
- غزل شمارهٔ ۹۸ جلال الدین محمد مولویدر شهر چو من گول مگر عشق ندیدهستهر لحظه مرا گیرد این عشق ز بالا
