جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۶۳ نتیجه برای «چند» با فیلتر خاقانی · صفحهٔ ۸ از ۱۴
- شمارهٔ ۹ - در مرثیهٔ فرزند خود رشید الدین خاقانی شروانینه نه ما را هنری نیست که گردون شکنیمخویشتن چند به فتراک هنر بربندیم
- شمارهٔ ۱۳۹ - در ستایش خراسان و آرزوی وصول به آن مدح صدر جهان محیی الدین خاقانی شروانیچند جویم به کهستان که نماند اهل دلیآنچه جویم به کهستان به خراسان یابم
- شمارهٔ ۳ - در مدح سلطان مظفر الدین قزل ارسلان خاقانی شروانیگرچه کفن سپید یک چندبر سبزهٔ مردهسان برافکند
- شمارهٔ ۴ - در مدح سلطان جلال الدین ابو المظفر شروان شاه اخستان خاقانی شروانیچند گوئی که کس به ده در نیستآنکه کس نیست مختصر ماییم
- شمارهٔ ۷ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان خاقانی شروانیچون کناری را بها گفتیم چندصد بهای کاویان درخواستند
- شمارهٔ ۱۲۶ - قصیدهٔ مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس خاقانی شروانیدریغا کاش دانستی که در گلخن میافزایدز چندین خوردن خون رزان و خون حیوانش
- شمارهٔ ۲ - در مدح خاقان اعظم جلال الدین شروان شاه اخستان خاقانی شروانیتا کی ز خطر ترسد این جان که مرا مانده استچند از رصد اندیشد این بار که من دارم
- شمارهٔ ۲ - در مدح خاقان کبیر جلال الدین والدنیا شروان شاه اخستان خاقانی شروانیساقی غم را ز اندرون چون سوخته بیدم کنونتا چند بارم اشک خون گر رواق افشان نیستم
- رباعی شمارهٔ ۲۳ خاقانی شروانیهرچند جگر به صبر میماند راستصبر از جگر سوخته چون شاید خواست
- رباعی شمارهٔ ۳۲ خاقانی شروانیگر عهد جوانی چو فلک سرکش نیستچندین چه دَوَد که پای بر آتش نیست
- رباعی شمارهٔ ۵۲ خاقانی شروانیچندان خبرم بود که او کشتی خواستدر آب نشست و آتش از من برخاست
- رباعی شمارهٔ ۶۳ خاقانی شروانیهرچند دوای جان ز مرجان تو خاستدرد دل من ز درد دندان تو خاست
