جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۸۳ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۸ جلال الدین محمد مولویدلم هر لحظه میپرد لباس صبر میدرداز آن شادی که با مایی که سبحان الذی اسری
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۹ جلال الدین محمد مولویز درمانها بری گشتم نخواهم درد را درمانبمیرم در وفای تو که تو درمان درمانی
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۰ جلال الدین محمد مولویاین جمله جفا کردی اما چو نمودی روزهرم چو شکر کردی وز درد دوا کردی
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۱ جلال الدین محمد مولویپس من ز چه بشناسم از چرخ زمینها راچون قاعده بشکستی وز درد دوا کردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۱ جلال الدین محمد مولویدر چرخ دلت ناگه یک درد درآیدسر برزنی از چرخ بدانی که نه اینی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۸ جلال الدین محمد مولویدریغا کز میان ای یار رفتیبه درد و حسرت بسیار رفتی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۱ جلال الدین محمد مولویچه کم گردد ز جاهت گر بپرسیکه چونی در فراقم دردمندی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۵ جلال الدین محمد مولوینبیند غم مرا الا که خنداننخوانم درد را الا دوایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۳ جلال الدین محمد مولویچه کم گردد ز حسنت گر بپرسیکه چونی در فراقم دردمندی
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۰ جلال الدین محمد مولویگهی درد که داند گه بدوزدگهی شاهی کند گاهی رسولی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۹ جلال الدین محمد مولویز درد تو رواق صاف جوشیدز درد خمهای خسروانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۰ جلال الدین محمد مولویچون نیست دواپذیر این دردما را به دوا چه میفریبی
