جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۸۳۵ از ۱٬۶۳۸
- شمارهٔ ۲۵ - در مناجات گوید به وضع مطایبه عبید زاکانیبگردانی بلای زهد از منقضای توبه از من دور داری
- غزل شمارهٔ ۲۹ عبید زاکانیدلم به میکده زان میکشد که رندان راکدورتی نه و با یکدگر صفائی هست
- غزل شمارهٔ ۳۴ عبید زاکانیبرفت دوش خیالش ز چشم من چه کندمقام بر لب دریا نمیتواند کرد
- رباعی شمارهٔ ۳۹ عبید زاکانیچون شمع برابر رخش گه گاهیاز دور نگه میکنم و میسوزم
- غزل شمارهٔ ۳۹ عبید زاکانیدوش اشکم سر به جیحون میکشیددل بدان زلفین شبگون میکشید
- رباعی شمارهٔ ۴۱ عبید زاکانیدل سیر شد از غصهٔ گردون خوردنوز دست ستم سیلی هر دون خوردن
- غزل شمارهٔ ۴۵ عبید زاکانیزهی دولت زهی طالع زهی بختکه شبپوش و عرقچین تو دارد
- غزل شمارهٔ ۵۴ عبید زاکانیگرفتم راز دل بتوان نهفتندوای چشم گریان چون توان کرد
- غزل شمارهٔ ۶۰ عبید زاکانیبخت باز آمد و طالع در دولت بگشادمدعی رفت و مرا کار به سامان آمد
- غزل شمارهٔ ۶۹ عبید زاکانیعبید از دولت خسرو در این فصلبنای عیش شیرین میکند باز
- غزل شمارهٔ ۷۲ عبید زاکانیبییار، دل شکسته و دور از دیار خویشدرماندهایم، عاجز و حیران به کار خویش
- غزل شمارهٔ ۷۸ عبید زاکانیره دراز است و دور من خود راهمه بیزاد راه میبینم
