جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۸۵۹ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیهالسلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست جلال الدین محمد مولویاو نماید هم به دلها خویش رااو بدوزد خرقهٔ درویش را
- بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب جلال الدین محمد مولویناشکیبا کی بدی او از فراقکی دوان باز آمدی سوی وثاق
- فصل چهل و دوم - سیف البخاری راح الى مصرکل احد یحبّ المرآة جلال الدین محمد مولوی… رت به ثم الرؤیة لایظهره الا بالمرئی لان الرؤیة من الافعال المتعدیّة لابد للرؤیة من مرئی وراء فاما المرئی مطلوب و الرائی طالب او علی العکس فقد ثبت بانکارک الطالب و المطلوب و الرؤیة فی الوجود فیکون الالوهیة و العبودیة قضیة …
- بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درخت جلال الدین محمد مولویاز ضمیر من بدانستند زودیکدگر را بنگریدند از فرود
- بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان جلال الدین محمد مولویگفت مادر تا جهان بودست ازینکارافزایان بدند اندر زمین
- بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی جلال الدین محمد مولویغولت از ره افکند اندر گزنداز تو داهیتر درین ره بس بدند
- بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان میجوشد؛ تا هر که مجردست از آن مینوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو میخوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی» جلال الدین محمد مولویآن شراب حق بدان مطرب بردوین شراب تن ازین مطرب چرد
- بخش ۴۶ - مثال عالم هست نیستنما و عالم نیست هستنما جلال الدین محمد مولویتا بدینجا بیش همره نیستمبر سر گورت زمانی بیستم
- بخش ۹۲ - حمله بردن این جهانیان بر آن جهانیان و تاختن بردن تا سینور ذر و نسل کی سر حد غیب است و غفلت ایشان از کمین کی چون غازی به غزا نرود کافر تاختن آورد جلال الدین محمد مولویچنگ در صلب و رحمها در زدیتا که شارع را بگیری از بدی
- بخش ۹ - غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا را جلال الدین محمد مولویمن همی دانستمت پیش از وصالکه نکورویی ولیکن بدخصال
- بخش ۴۲ - رجوع به داستان آن کمپیر جلال الدین محمد مولویمیشود مبدل به خورشید تموزآن مزاج بارد برد العجوز
- بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا میگفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق میگفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت جلال الدین محمد مولویخویشتن افکند در دریای ژرفکه نیابد حد آن را هیچ طرف
