جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۸۷ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ جلال الدین محمد مولویخنک آن دم که فراش فرشنا اندر این مسجددر این قندیل دل ریزد ز زیتون خدا روغن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۴ جلال الدین محمد مولویوزیر و حاجب و محمود ایازی را شده چاکرکه آن جا کو قدم دارد بود سرهای مردان دون
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۹ جلال الدین محمد مولویآن دم که ترش باشد بهتر ز شکرخانهوان دل که ملول آید خوش بوس و کنار است آن
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۵ جلال الدین محمد مولویآن را که ندارد جان جان ده به دم عیسیوان را که ندارد زر ز اکسیر زرین می کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۷ جلال الدین محمد مولویبجو باده گلگون از آن دلبر موزونکه این دم مه گردون روان گشت به میزان
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۹ جلال الدین محمد مولویاول نفس از نفس گسستناول قدم از قدم بریدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ جلال الدین محمد مولویاز درون سو آشنا و از برون بیگانه رواین چنین پرمهر دشمن من ندیدم در جهان
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۵ جلال الدین محمد مولویدر بهاران گشت ظاهر جمله اسرار زمینچون بهار من بیاید بردمد اسرار من
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۱ جلال الدین محمد مولویچونک قبله شاه یابی قبله اقبال شوچون دو دم خوردی ز جامش بخت را دمساز بین
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۰ جلال الدین محمد مولویز نسیمش شود آن جغد به از باز سپیدبهتر از شیر شود از دم او ماده زغن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ جلال الدین محمد مولویهر خیالی که در آن دم به تو آسیب زندهمچو آیینه ز خورشید برآید لمعان
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۸ جلال الدین محمد مولویگفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالیگفت خوردم دم او شرط بود نالیدن
