جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۹۱ از ۵۲۵
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ جلال الدین محمد مولویز کار و کسب ماندم کسبم اینسترخا زر زن تو را دینار اینست
- غزل شمارهٔ ۳۴۸ جلال الدین محمد مولویچنان کن که طلبها بیش گرددکثیرالزرع را طمع وفیریست
- غزل شمارهٔ ۴۰۹ جلال الدین محمد مولویتا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش، تَر اَسْتآدَمیدُزْد، زِ زَرْدُزْد، کُنون، بیشتَر است
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ جلال الدین محمد مولویاین منی خاکست زر در وی بجوکاندر او گنجور یار غار ماست
- غزل شمارهٔ ۴۶۷ جلال الدین محمد مولوینقد سخن را بمان سکه سلطان بجوکای زر کامل عیار نقد تو از کان کیست
- غزل شمارهٔ ۴۷۹ جلال الدین محمد مولویزر او دهد که رخش از فراق همچو زر استچرا دهد زر و سیم آن پری که سیمینست
- غزل شمارهٔ ۵۴۲ جلال الدین محمد مولویگردیم ما آن شب روان اندر پی ما هندوانزیرا که ما بردیم زر تا پاسبان آگاه شد
- غزل شمارهٔ ۵۶۳ جلال الدین محمد مولویترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کسیکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
- غزل شمارهٔ ۵۶۴ جلال الدین محمد مولویهمیبینیم ساقی را که گرد جام میگرددز زر پخته بویی بر که سیم اندام میگردد
- غزل شمارهٔ ۵۹۸ جلال الدین محمد مولوییا همچو سلیمانی بشکافد ماهی رااندر شکمِ ماهی آن خاتمِ زر یابد
- غزل شمارهٔ ۷۷۵ جلال الدین محمد مولویگر به کفْ خاک بگیرند، زَرِ سرخ شودروزْ گندم دِرَوَند اَر چه به شبْ، جو کارند
- غزل شمارهٔ ۷۸۵ جلال الدین محمد مولویهر کی او گرم شد این جا نشود غرّهٔ کساگرش سردمزاجان همه در زر گیرند
