جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۹۲ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۹۲۳ جلال الدین محمد مولویدل خسان چو بسوزد چه بوی بد آیددل شهان چو بسوزد فزود عنبر و عود
- غزل شمارهٔ ۹۲۷ جلال الدین محمد مولویخموش باش که کس باورت نخواهد کردکه مس بد نخورد آنچ کیمیا گوید
- غزل شمارهٔ ۹۶۰ جلال الدین محمد مولویبه حارسان نکوروی من خطاب کنیدکه چشم بد را از یوسفان به خواب کنید
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ جلال الدین محمد مولویگرچه اندر بزم شاهان تو بُدی سَردِه ولیکچون در این بزم اندرآیی باشی این جا دور دور
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۴ جلال الدین محمد مولویبدید خود را بر تخت ملک وز چپ و راستهزار صف ز امیر و ز حاجب و دستور
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ جلال الدین محمد مولویز احولی بگریز و دو چشم نیکو کنکه چشم بد بود آن روز از جمالم دور
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ جلال الدین محمد مولویمفلس و مسکین بُد و صاحبعیالجمله آن خانه یک از یک بتر
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ جلال الدین محمد مولویهر ناخوشی را در قود عدل رخت گردن بزدکان ناخوشیها خورده بُد در غیبت تو خونِ خوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۴ جلال الدین محمد مولویوان گرگ از حریصی در دنبه چون نمک شداز دام بیخبر بد آن خاطر تباهش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ جلال الدین محمد مولویبه روز سرد یکی پوستین بد اندر جوبه عور گفتم درجه به جو برون آرش
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۲ جلال الدین محمد مولویچو زان یوسف جدا مانم یقین در بیت احزانمحریف ظن بد باشم ندیم هر ندم باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۵ جلال الدین محمد مولوینک می کشدم سیلم آن سوی که بد میلمکز فرقت آن دریا بس گرم جگر دارم
