جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۹۳۸ از ۹۹۶
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۲ جلال الدین محمد مولوینکردی جرم ای مه رو ولی انعام عام اوبه هر باغی گلی سازد که تا نبود کسی عاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ جلال الدین محمد مولویبه ناگاهان فرود آید بگوید هی قنق گلدمشود خرگاه مسکینان طربگاه شکرباری
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۰ جلال الدین محمد مولویزبان چون سوسن تازه به مدحت ای خوش آوازهالا گلزار ربانی بدین سوسن نمیآیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۲ جلال الدین محمد مولویای شه جاودانی وی مه آسمانیچشمه زندگانی گلشن لامکانی
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۸ جلال الدین محمد مولویتو بز نهای که برآیی چراغپایه به بازیکه پیش گله شیران چو نره شیر شبانی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۸ جلال الدین محمد مولویمثال ده که نریزد گلی ز شاخ درختمثال ده که کند توبه خار از خاری
- غزل شمارهٔ ۳۱۶۳ جلال الدین محمد مولویکی بود کز قفس برون پردمرغ جانم به سوی گلزاری
- غزل شمارهٔ ۳۱۸۲ جلال الدین محمد مولویارواح درین گلشن چون سرو روانندتو همچو بنفشه به جوانی چه خمیدی؟!
- بخش ۱۶۶ - پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفت جلال الدین محمد مولویتا چه خواهی کرد آن باد و بروتکه بگیرد همچو جلادی گلوت
- بخش ۲۸ - نیت کردن او کی این زر بدهم بدان هیزمکش چون من روزی یافتم به کرامات مشایخ و رنجیدن آن هیزمکش از ضمیر و نیت او جلال الدین محمد مولویچونک من فارغ شدستم از گلوحبهای چندست این بدهم بدو
- بخش ۷۳ - متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش را جلال الدین محمد مولویای بسا ماهی در آب دوردستگشته از حرص گلو ماخوذ شست
- بخش ۱۱۲ - مقالت برادر بزرگین جلال الدین محمد مولویاز حشم هر که به ما کردی گلهاز بلا و فقر و خوف و زلزله
