جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۹۵ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۰ جلال الدین محمد مولویهر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوتها در این منزلعوض دیدست او حاصل به جان زان سوی آب و گل
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ جلال الدین محمد مولویتا که بدیدم قدحش سرده اوباش منمتا که بدیدم کلهش بیدل و دستار شدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۰ جلال الدین محمد مولویحق داند و حق دید که در وقت کشاکشاز ما چه کشیدید و ز ایشان چه کشیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۵ جلال الدین محمد مولویرو را بشو و پاک شو از بهر دید ماور نی تو دور باش که ما شاهد خودیم
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۹ جلال الدین محمد مولوینور دو دیده منی دور مشو ز چشم منشعله سینه منی کم مکن از شرار من
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۸ جلال الدین محمد مولویچو سررشته اشارتهاش دیدیبر آن رشته برو گلزار میبین
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۱ جلال الدین محمد مولویدر عشق رسید بحر خون دیدبنشست خرد میانه خون
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۵ جلال الدین محمد مولویدیده من در فراق دولت احیای اودر میان خندان شده در قدرت مولی است آن
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ جلال الدین محمد مولویدوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ جلال الدین محمد مولوییخ را اگر بیند کسی و آن کس نداند اصل یخچون دید کآخر آب شد در اصل یخ بیظن شده
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۷ جلال الدین محمد مولویبه پیش جان درآمد دل که اندر خود مکن منزلگران جان دید مر جان را سبک برجست اندیشه
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۰ جلال الدین محمد مولویدر عین مرگ چشمه آب حیات دیدآن چشمه ای که مایه دیدار آمده
