جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۷۳ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۹ جلال الدین محمد مولویسر این خدای داند که مرا چه میدواندتو چه دانی ای دل آخر تو بر این چه دست داری
- غزل شمارهٔ ۲۸۶۰ جلال الدین محمد مولویهست در حلقه ما حلقه ربایی عجبیقمری باخبری درد دوایی عجبی
- غزل شمارهٔ ۲۸۶۱ جلال الدین محمد مولویبدگمان باشد عاشق تو از اینها دوریهمه لطفی و ز سر لطف دگر آغازی
- غزل شمارهٔ ۲۸۶۶ جلال الدین محمد مولویرو بدو آر و بگو خواجه کجا میکشی امکآسمان ماه ندیدهست بدین زیبایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۶۹ جلال الدین محمد مولویبر امید کرم و رحمت بخشایش تواز ره دور به سر آمده دانشمندی
- غزل شمارهٔ ۲۸۷۶ جلال الدین محمد مولویدور از آبی تو چو روغن چو همه او نشویچون شدی او پس از آن آب ز روغن گیری
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۲ جلال الدین محمد مولویهله ای باز کله بازده و پر بگشاوقت آن شد که بر آن دولت پاینده زنی
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۵ جلال الدین محمد مولویشاد و منصورند و بس بادولتندفارسان لشکر از دیوانگی
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۹ جلال الدین محمد مولویالله الله تا نگوید دشمنیدوستی و کار دشمن کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۱ جلال الدین محمد مولویچشم بد گرچه که آن چشم من استدور بادا از چنین رخسارهای
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۳ جلال الدین محمد مولویای دل ار از غمزهاش خسته شدیاز لبش آخر دوا آموختی
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۲ جلال الدین محمد مولویاز ره محنت به دولت میکشییا جزای زلت ما میکنی
