جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۲ نتیجه برای «دست» با فیلتر رموز بیخودی (اقبال لاهوری) · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۱۷ - در معنی اینکه نظام ملت غیر از آئین صورت نبندد و آئین ملت محمدیه قرآن است اقبال لاهوریملتی را رفت چون آئین ز دستمثل خاک اجزای او از هم شکست
- بخش ۱۲ - حکایت سلطان مراد و معمار در معنی مساوات اسلامیه اقبال لاهوریآتش سوزنده از چشمش چکیددست آن بیچاره از خنجر برید
- بخش ۱۰ - در معنی اینکه مقصود رسالت محمدیه تشکیل و تأسیس حریت و مساوات و اخوت بنی نوع آدم است اقبال لاهوریبود انسان در جهان انسان پرستناکس و نابود مند و زیر دست
- بخش ۸ - حکایت شیر و شهنشاه عالمگیررحمة الله علیه اقبال لاهوریدست شه نادیده خنجر بر کشید شرزه شیری را شکم از هم درید
- بخش ۶ - در معنی اینکه یأس و حزن و خوف ام الخبائث است و قاطع حیات و توحید ازالهٔ این امراض خبیثه می کند اقبال لاهوریفطرت او تنگ تاب و سازگاربا دل لرزان و دست رعشه دار
- بخش ۹ - رکن دوم: رسالت اقبال لاهوریدامنش از دست دادن ، مردن استچون گل از باد خزان افسردن است
- بخش ۳ - تمهید : در معنی ربط فرد و ملت اقبال لاهوریپا به گل مانند شمشادش کنددست و پا بندد که آزادش کند
- بخش ۱۹ - در معنی اینکه پختگی سیرت ملیه از اتباع آئین الهیه است اقبال لاهوریتا شعار مصطفی از دست رفتقوم را رمز بقا از دست رفت
- بخش ۱۴ - در معنی اینکه چون ملت محمدیه مؤسس بر توحید و رسالت است پس نهایت مکانی ندارد اقبال لاهوریدل بدست آور که در پهنای دلمی شود گم این سرای آب و گل
- بخش ۱۶ - در معنی اینکه ملت محمدیه نهایت زمانی هم ندارد، که دوام این ملت شریفه موعود است اقبال لاهوریغنچه ئی از دست گلچین خون شوداز چمن مانند بو بیرون رود
- بخش ۲۱ - در معنی اینکه حیات ملیه مرکز محسوس میخواهد و مرکز ملت اسلامیه بیت الحرام است اقبال لاهوریخلعتی از آب و گل پیدا کنددست و پا و چشم و دل پیدا کند
- بخش ۲۴ - در معنی اینکه کمال حیات ملیه این است که ملت مثل فرد احساس خودی پیدا کند و تولید و تکمیل این احساس از ضبط روایات ملیه ممکن گردد اقبال لاهوریچشم گیرایش فتد بر خویشتندستکی بر سینه می گوید که من
