جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۷۷ نتیجه برای «پای» با فیلتر جامی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۳۲
- بخش ۲۹ - قصه حاتم و آن بند از پای اسیری گشادن و بر پای خود نهادن جامیاوفتادش گذر به قافله ایدید اسیری به پای سلسله ای
- بخش ۶۲ - حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهاد جامیبس ادب ورز که از لغزش پایمرکز بی ادبی سازد جای
- بخش ۸ - حکایت آن پادشاه صاحب شکوه که با سپاه انبوه به پای دیوار بستانی که شاهد نار پستان درخت انار سر از دیوار برکرده بود گذشت نه هیچ کس به وی چشم خیانت باز کرد و نه دست تصرف دراز جامیدر خزان عدل پیشه سلطانیگذر افکند بر دهستانی
- بخش ۴۴ - حکایت آن شیر زن موصلی که به روبه بازی موصل اخبار خواجه ای که طالب مواصلت وی بود پای توکل از پیشه فقر بیرون ننهاد جامیپایه فقر بود وایه منکی فتد بر دو جهان سایه من
- بخش ۲ - حکایت آن کرد که در انبوهی شهر کدویی بر پای خود بست تا خود را گم نکند جامیاتفاقا یک کدو بودش به دستآن کدو بهر نشان بر پای بست
- بخش ۸۸ - عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ارادت از ربقه ریا گشادن جامیور خدا خواندت از سر کن پایبر هوا پا نه و در راه درآی
- بخش ۴۲ - حکایت آن جوان رعنا که جامه های عید پوشید و به نظر عجب در خود نگریست و به آن تیر زهرآلود از پای در افتاد جامیجوانی به بر جامه خسرویرخش نسخه خامه مانوی
- بخش ۶۶ - حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد و ازارش گذاشت و او ازار از پای کشید و در سر بست تا سرش برهنه نباشد جامیجز ازاری که بودش اندر پایکش ز بی قیمتی گذاشت به جای
- بخش ۸ - در دعای دوام دولت سایه شهریاری که سایه دولت شهریاران به خاک مذلت افتاده اوست و استدعای مزید رفعت تاجداری که تخت رفعت تاجداران به پای خدمت ایستاده اوست جامیچون نی خامه شد انگشت نمایبه نواسازی توحید خدای
- بخش ۳۱ - عقد هشتم در بیان ارادت که عنان قصد از مقاصد مجازی تافتن است و بر باد پای جهد به کعبه مراد حقیقی شتافتن جامیکوه با صرصر آن ریگ نمایریگ چون اخگر سوزان ته پای
- بخش ۳۴ - مقاله هفتم در اشارت به زیارت بیت الله الحرام که به وادی تگ و پویش در پس هر سنگی سرهنگی سر نهاده و در بوادی جست و جویش در هر بن خاری گرفتاری از پای درافتاده جامیگر نبود راحله باد پایراحله از پای کن و در ره آی
- بخش ۴۶ - عقد سیزدهم در بیان صبر که در اجتناب از مناهی رنج بردن است و بر اکتساب مراضی پای فشردن جامیشاهبازی مگشا پای ز بندبس تو را ساعد شه شاخ بلند
