جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۲ نتیجه برای «بسی» با فیلتر مولانا، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۲
- سیوچهارم جلال الدین محمد مولویبسی دیدم درختی رسته از خاککی دید از خاک رسته آسمانی؟!
- سوم جلال الدین محمد مولویبندگان بسیار آیند و روند بر درگهشلیک آستان درش لازم بود درگاه را
- بیست و ششم جلال الدین محمد مولویاز دشت عدم تا به وجودست بسی راهآموخت عدم را شه الاقی و سواری
- چهلم جلال الدین محمد مولویتو بسی سخن بگفتی، خلل سخن نهفتیمحک خدای دیدی، تو در اضطرار چونی؟
- دهم جلال الدین محمد مولویدیدن روی تو بسی نادرستای خنک آن، گوش که نامت شنید
- بیست و پنجم جلال الدین محمد مولویاما دغل بسیست، تو کشتی شناس باشزیرا که کار دنیا سحرست و سیمیاست
- سی و یکم جلال الدین محمد مولویتو زاهد میزنی طعنی، که نزدیکم به حق یعنیبسی مکی که در معنی بود او دور و آفاقی
- شانزدهم جلال الدین محمد مولویتو کن ای ساقی مشفق، جهان را گرم چون مشرقکه عاشق از زبان تو بسی کردست این دعوی
- مناجات جلال الدین محمد مولویاین همیگفت و اشک میبارید که بسی مان نماند و کس نخرید»
- پانزدهم جلال الدین محمد مولویپیش آر جام لعل، تو ای جان جان ماما از کجا حکایت بسیار از کجا!
- چهل و سوم جلال الدین محمد مولویبسیار اغنیا چو درختان سبز هستاین نادره درخت ز سبزی بود غنی
- فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولوی… از علو همّت، خود را قاصر میبینید و بدان راضی نیستید و بر خود چیزهای بسیار لازم میدانید. اگرچه ما را دل هماره به خدمت بود، امّا میخواستیم که به صورت هم مشرّف شویم زیرا که صورت نیز اعتباری عظیم دارد. چه جای اعتبار خود …
