جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۰۶۳ نتیجه برای «صد» با فیلتر مولانا، غزل · صفحهٔ ۱ از ۸۹
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ جلال الدین محمد مولویصد دهل میزنند در دل مابانگ آن بشنویم ما فردا
- غزل شمارهٔ ۸۸۰ جلال الدین محمد مولویصد مصر مملکت ز تعدی خراب شدصد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۹ جلال الدین محمد مولویصد بار بگفتمت نگهداردر خشم و ستیزه پا میفشار
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۸ جلال الدین محمد مولویصد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیشبرهم زنیم کار تو را همچو کار خویش
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۳ جلال الدین محمد مولویصد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دلتا چه باشد عاقبتشان وای دل ای وای دل
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۹ جلال الدین محمد مولویصد بار مردم ای جان وین را بیازمودمچون بوی تو بیامد دیدم که زنده بودم
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ جلال الدین محمد مولویصد گوش نوم باز شد از راز شنودنبی بوددهنده نتوان زادن و بودن
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۸ جلال الدین محمد مولویصد خمار است و طرب در نظر آن دیدهکه در آن روی نظر کرده بود دزدیده
- غزل شمارهٔ ۳۱۷۴ جلال الدین محمد مولویصد دل و صد جان بدمی دادمیوز جهت دادن جان شادمی
- غزل شمارهٔ ۴۳۹ جلال الدین محمد مولویبگذشت روز با تو جانا به صد سعادتافغان که گشت بیگه ترسم ز خیربادت
- غزل شمارهٔ ۶۷۳ جلال الدین محمد مولویکسی کز غمزهای صد عقل بنددگر او بر ما نخندد پس که خندد
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۴ جلال الدین محمد مولویگفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارمگفتا که به غیر آن صد چیز عجب دارم
