جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۹ نتیجه برای «آیینه» با فیلتر عبید زاکانی، قصیده — با املای «آی ینه» (نیمفاصله/چسبیده) پیدا شد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر عبید زاکانیچو برق تیغ بر اعدای او زبانه زندزبان دوست به صد زینهار بگشایند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیبه روز معرکه خورشید تیغ زن هر دمز زخم تیغ تو در زینهار میآید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیغریب شهر کسانم که در شمار آیمغریب بی سر و پا را که در شمار آرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیپادشاهی کاورد زخم سنانش روز رزمدهر را در اضطراب و چرخ را در زینهار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیز زنگ آینهٔ صبح زان نفس شد پاککه تیغ مهر زراندود زرفشان کردند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری عبید زاکانیروزیکه از خروش دلیران رزمگاهدریا به جوش آید و گردون به زینهار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش باده و تخلص به مدح عبید زاکانیموسم آن میرسد باز که در باغ و راغلاله بروید ز خاک گل بدر آید ز خار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در مدح عمیدالملک وزیر عبید زاکانیعلیالصباح که سلطان چرخ آینه فامزدود آینهٔ آسمان ز زنگ ظلام
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در وصف خطهٔ کرمان و مدح شاه شجاع گوید عبید زاکانیسکندر آینه جمشید جاه و فرخ روزفلک سریر و ملک خلق و آفتاب احسان
