جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۹ نتیجه برای «باده» با فیلتر دیوان اشعار (عبید زاکانی) · صفحهٔ ۱ از ۳
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش باده و تخلص به مدح عبید زاکانیباز به صحرا رسید کوکبهٔ نوبهارساقی گلرخ بیا بادهٔ گلگون بیار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیبنوش باده که فصل بهار میآیدنوید خرمی از روزگار میآید
- شمارهٔ ۲ - در مدح سلطان اویس جلایری عبید زاکانیساقی بیار باده و پر کن به یاد عیددر ده که هم به باده توان داد، داد عید
- رباعی شمارهٔ ۶ عبید زاکانیبر آتش غم ز باده آبی میزنزان پیش که در خاک روی باد بدست
- رباعی شمارهٔ ۱۲ عبید زاکانیساقی بده این بادهٔ گلرنگ به نقدکان نسیهٔ او سر به قیامت دارد
- غزل شمارهٔ ۱۸ عبید زاکانیبنوش بادهٔ صافی ز دست دلبر خویشکه بیوفائی چرخ و فلک ز حد بگذشت
- رباعی شمارهٔ ۱۸ عبید زاکانییک روز اگر بادهٔ صافی نخورمده شب ز خمار خواب نتوانم کرد
- شمارهٔ ۲۱ - در حقیقت احوال خود گوید عبید زاکانیگه گهی هم باده حاضر میشدیگر ندیمی یا نگاری آمدی
- غزل شمارهٔ ۸۶ عبید زاکانیهمه با عود و چنگ هم دهنیمهمه با جام و باده دمسازیم
- غزل شمارهٔ ۹۲ عبید زاکانیاز بند ریا و زرق برخیزبا ساده نشین و بادهنوشان
- غزل شمارهٔ ۱۰ عبید زاکانیهرگه که زانویی زند و بادهای دهدمن جان به باد بر دهم آن لحظه چون حباب
- غزل شمارهٔ ۲۵ عبید زاکانیدر خلوتی که باده و ساقی و شاهد استحاجت به چنگ و بربط و نای و رباب نیست
