جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۱ نتیجه برای «دست» با فیلتر عبید زاکانی، قصیده · صفحهٔ ۱ از ۳
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در وصف آسمان و افلاک عبید زاکانیچو دست قدرت خراط حقهٔ مینافشاند بر رخ کافور عنبر سارا
- شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید عبید زاکانیدست در دامن می زن که از این پس همه روز« خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار »
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در ستایش شاه شجاع مظفری و وصف بارگاه او گوید عبید زاکانینشسته خسرو روی زمین به کام در اوگرفته دست شراب و گشاده دست کریم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در تعریف عمارت شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیتا بزمگاه شاه جهان گشتهای شدستاز روی فخر کنگرههایت سپهر سای
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک وزیر عبید زاکانیبه دستگیری ساغر خلاص شاید یافتز جور وهم زمین گرد آسمان پیمای
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیبه عهد عدل تو جز نی نمیکند نالهز دست حادثه جز دف نمیکند آواز
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیخلاص یافت ز زندان شام بیژن صبحبه زور رستم تقدیر و زخم دست قضا
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح جلالالدین شاه شجاع مظفری عبید زاکانیتدبیر خود به دست سعادت حواله کردترتیب ملک با خرد خرده دان فکند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر عبید زاکانیمجاهزان طبیعت به دست باد صباهزار نافهٔ مشگ تتار بگشایند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیهزاردستان در وصف روی لاله و گلهزار نغمه و دستان به داستان آورد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیبگیر دست بتی وز زمانه دست بدارغلام سرو قدی باش و از جهان آزاد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیغلام دولت آنم که مست سوی چمنگرفته دست بتی چون نگار میآید
