جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۴ نتیجه برای «سد» با فیلتر دیوان اشعار (عبید زاکانی) · صفحهٔ ۱ از ۳
- غزل شمارهٔ ۷ عبید زاکانیمنم و نالهٔ شبگیر بدین سان که منمکی به فریاد رسد نالهٔ شبگیر مرا
- غزل شمارهٔ ۸ عبید زاکانیتا به دامان وصالت نرسد دست امیددستْ کوته نکند اشک ز دامان ما را
- رباعی شمارهٔ ۱۷ عبید زاکانیدرویش که می خورد به میری برسدور روبهکی خورد به شیری برسد
- رباعی شمارهٔ ۳۱ عبید زاکانیهر لحظه رسد به من بلائی دیگرآید به دلم زخم ز جائی دیگر
- غزل شمارهٔ ۴۰ عبید زاکانیگر حال من نپرسد عیبش مکن که هرگزسودای پادشاهی حد گدا نباشد
- غزل شمارهٔ ۲ عبید زاکانیکجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسدکه عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما
- غزل شمارهٔ ۳ عبید زاکانیغم همنشین من شد و من همنشین غمتا خود چها رسد ز چنین همنشین مرا
- شمارهٔ ۶ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیای جوانبخت وزیری که کند افسر سرخاک پایت چو بدین گنبد خضرا برسد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - در تهنیت مراجعت شیخ ابواسحاق به شیراز عبید زاکانیکجاست حاسد بدبخت گو ببین و بسوزکجاست بندهٔ مخلص بگو بیا و بناز
- غزل شمارهٔ ۳۲ عبید زاکانیدردا که درد ما به دوایی نمیرسدوین کار ما به برگ و نوایی نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۳۵ عبید زاکانیچشم و لب پیش من آور چو رسد باده به منتا بود نقل مرا شکر و بادامی چند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در وصف بارگاه شیخ ابواسحق و ستایش او عبید زاکانیمشگ تاتاری شود چون پاش بوسد خاکراسرو گردد گر از آنحضرت نظر یابد گیاه
