جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱ نتیجه برای «گفت» با فیلتر عبید زاکانی، قصیده
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمالالدین ابواسحق اینجو عبید زاکانینام عبید کی رود از یاد اهل دلچون گفتههای نازک او یادگار اوست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح جلالالدین شاه شجاع مظفری و فتح اصفهان عبید زاکانیبر آسمان تو گشتم مقیم و دولت گفت :«نزلت خیر مقام وجدت خیر مآب»
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک عبید زاکانیقصهٔ سرو دراز است نمیشاید گفتکان حدیثیست که آن سر به ثریا دارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری عبید زاکانیگفت آنچنانکه باز برو رشک میبرندجنات عدن هر نفسی صد هزار بار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در مدح عمیدالملک وزیر عبید زاکانیجهان پناها احوال خویش خواهم گفتیکی به سمع رضا بشنو ای ملاذ انام
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - ایضا در مدح شیخ ابواسحاق و ایوانی که او در شیراز میساخت میگوید عبید زاکانیوهم چون دید طرح او از دورگفت از عجز یا اولی الابصار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیز شوق بلبل شوریده دل به گل میگفتبیا بیا که فراقت مرا به جان آورد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیز گفتههای کسان عرض میکنم بیتیکه عرض کردنش اینجا به کار میآید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در مدح جمالالدین شاه شیخ ابواسحاق اینجو عبید زاکانیخاص و عامش در سحرگاهان دعاها گفتهاندوان دعاهای سحرگاهی اثرها کردهاند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیز لطف و عنف تو رمزیکه باز میگفتندزبان کلک و سنان تو ترجمان کردند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در مدح جلالالدین شاه شجاع عبید زاکانیهنوز لالهٔ نورسته ناشگفته تمامچه موجبست که با سبزه سرگران دارد
