جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۶ نتیجه برای «نداشت» با فیلتر سعدی · صفحهٔ ۱ از ۵
- حکایت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازی… ان در هم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعتِ پایپوشی نداشتم. به جامعِ کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. سپاسِ نعمتِ حق به جای آوردم و بر بیکفشی صبر کردم.
- حکایت شمارهٔ ۳۰ سعدی شیرازییکی را از بزرگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقتِ ضبطِ آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد. گفت ای دوستان! مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بَزَهی بر من ننوشتند و راحتی به وجودِ من رسید. شما هم به کَرَم معذور دارید.
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیپیادهای سر و پا برهنه با کاروانِ حجاز از کوفه به در آمد و همراهِ ما شد و معلومی نداشت؛
- حکایت شمارهٔ ۲۳ سعدی شیرازیصیّادی ضعیف را ماهیِ قوی به دام اندر افتاد، طاقتِ حفظِ آن نداشت. ماهی بر او غالب آمد و دام از دستش در رُبود و برَفت.
- بخش ۹ - حکایت سعدی شیرازییکی نانخورش جز پیازی نداشتچو دیگر کسان برگ و سازی نداشت
- بخش ۲۷ - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی سعدی شیرازییکی زهرهٔ خرج کردن نداشتزرش بود و یارای خوردن نداشت
- حکایت شمارهٔ ۲۸ سعدی شیرازییکی را از ملوک مدّتِ عمر سپری شد؛ قایممقامی نداشت؛ وصیّت کرد که بامدادان نخستین کسی که از در شهر اندر آید، تاج شاهی بر سر وی نهند و تفویضِ مملکت بدو کنند.
- بخش ۳۱ - حکایت زورآزمای تنگدست سعدی شیرازییکی مشت زن بخت و روزی نداشتنه اسباب شامش مهیا نه چاشت
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ سعدی شیرازیعقل روا مینداشت گفتن اسرار عشققوت بازوی شوق بیخ صبوری بکند
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ سعدی شیرازیپدر که چون تو جگرگوشه از خدا میخواستخبر نداشت که دیگر چه فتنه میزاید
- غزل شمارهٔ ۳۲۶ سعدی شیرازیلذت وقتهای خوش قدر نداشت پیش منگر پس از این دمی چنان یابم قدر دانمش
- غزل شمارهٔ ۴۷۳ سعدی شیرازیساعد دل چون نداشت قوت بازوی صبردست غمش درشکست پنجه نیروی من
