جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۸ نتیجه برای «یکی» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۳
- بخش ۱۲ - حکایت وحشی بافقییکی فرهاد را در بیستون دیدز وضع بیستونش باز پرسید
- بخش ۱۸ - حکایت وحشی بافقییکی صیاد مرغی بستهپر داشتبه بستان برد و بند از پاش برداشت
- بخش ۱۰ - گفتار در چگونگی عشق وحشی بافقییکی میل است با هر ذره رقاصکشان هر ذره را تا مقصد خاص
- بخش ۲۴ - در ستایش معرفت و مقام عشق وحشی بافقییکی میخانه باشد عشق دلکشدر او میها همه صافی و بیغش
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقییکی را ساخت شیرینکار و طنازکه شیرینی تو شیرین ناز کن ناز
- بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را وحشی بافقییکی بزم طرب آماده کردندصراحی هر چه بد پر باده کردند
- بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم وحشی بافقییکی را از پرستاران خود خواندکشید آهی و اشک از دیده افشاند
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقییکی بحر است عشق بیکرانهدر او آتش زبانه در زبانه
- بخش ۲۹ - در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید وحشی بافقیبه سودای یکی افسوس تاکیتمنای کنار و بوس تاکی
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقییکی گشتند همچون شیر و شکرنه از پا باخبر بودند و نی سر
- بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع» وحشی بافقیز اصل و فرع او عالم پدیداریکی گل شد یکی برگ و یکی بار
- بخش ۲۶ - در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون وحشی بافقییکی کوه از بلندی آسمان رنگازو خورشید و مه را شیشه بر سنگ
