موضوع
شعر دربارهٔ سفر
بخشی از این فهرست با قاعدهٔ واژگانی شفاف پیشنهاد شده و هنوز ویراستار بازبینی نکرده است؛ این موارد با برچسب «برچسب خودکار، بازبینینشده» مشخص شدهاند و نشانهٔ تأیید معنایی نیستند.
- شعر در این موضوع
- ۱۳۶
- تأییدشدهٔ ویراستار
- ۰
- ۹۱بخش ۱۰ - فرو گفتن داستان به طریق ایجاز نظامی گنجویبیا ساقی آن راحتانگیز روحبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۹۲شمارهٔ ۲ ایرج میرزاقوام السلطنه به پیشکار داخلی خود میرزا قاسم خان گوید:برچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۹۳بخش ۳۱ - حکایت عطار نیشابوریبزرگی گفته است این سر مرا بازبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۹۴بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیهالسلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام جلال الدین محمد مولویمرغ گفتش خواجه در خلوت مهایستبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۹۵بخش ۵ - در معراج نظامی گنجوینیم شبی کان ملک نیمروزبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۹۶قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ عطار نیشابوریای پردهساز گشته درین دیر پرده دربرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۹۷بخش ۳۴ - رسیدن اسکندر به عرض جنوب و ده سرپرستان نظامی گنجویمغنی دلم دور گشت از شکیببرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۹۸بخش ۴۶ - بازگشتن اسکندر از چین نظامی گنجویبیا ساقی امشب به مِی کن شتاببرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۹۹بخش ۱۴ - در تفسیر وَلَقَدکَرَّمنا بَنی آدَمَ وَحَمَّلنا هُم فی البَرِّ وَالبَحر فرماید عطار نیشابوریالا ای جان و دل را درد و داروبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۰۰غزل شمارهٔ ۲۵۱۹ جلال الدین محمد مولویغلام پاسبانانم که یارم پاسبانستیبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۰۱بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود جلال الدین محمد مولوییک حکایت بشنو اینجا ای پسربرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۰۲بخش ۸ ایرج میرزاخدایا کی شود این خلق خستهبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۰۳بخش ۳۹ - رفتن اسکندر به ری و خراسان نظامی گنجویبیا ساقی آن جام زرین بیاربرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۰۴بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بیصبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم همچو دل از دست آنجا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره جلال الدین محمد مولویآن بزرگین گفت ای اخوان منبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۰۵بخش ۲۲ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) عطار نیشابوریوصال شاه میجویند جملهبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۰۶شمارهٔ ۱ - انقلاب ادبی ایرج میرزاای خدا باز شبِ تار آمدبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۰۷بخش ۸۸ - لابه کردن موش مر چغز را کی بهانه میندیش و در نسیه مینداز انجاح این حاجت مرا کی فی التاخیر آفات و الصوفی ابن الوقت و ابن دست از دامن پدر باز ندارد و اب مشفق صوفی کی وقتست او را بنگرش به فردا محتاج نگرداند چندانش مستغرق دارد در گلزار سریع الحسابی خویش نه چون عوام منتظر مستقبل نباشد نهری باشد نه دهری کی لا صباح عند الله و لا مساء ماضی و مستقبل و ازل و ابد آنجا نباشد آدم سابق و دجال مسبوق نباشد کی این رسوم در خطهٔ عقل جز وی است و روح حیوانی در عالم لا مکان و لا زمان این رسوم نباشد پس او ابن وقتیست کی لا یفهم منه الا نفی تفرقة الا زمنة چنانک از الله واحد فهم شود نفی دوی نی حقیقت واحدی جلال الدین محمد مولویصوفیی را گفت خواجهٔ سیمپاشبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۰۸بخش ۳۲ - رفتن اسکندر به جانب مغرب و زیارت کعبه نظامی گنجویبیا ساقی آن میکه محنتبَر استبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۰۹بخش ۹۸ - در نصیحت کردن سالک دردمند و در مراقبت احوال خود کردن فرماید عطار نیشابوریز خود غایب مشو ای دل زمانیبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۱۰فصل شانزدهم - نایب گفت که پیش از این کافران بت را میپرستیدند جلال الدین محمد مولوینایب گفت که «پیش از این کافران بت را میپرستیدند و سجود میکردند ما در این زمان همان میکنیم. این چه میرویم و مغول را سجود و خدمت میکنیم…برچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۱۱بخش ۲ - در نعت سیدالمرسلین خاتم النبیین صلی اللّه علیه و آله و سلم عطار نیشابوریثنایی کان ورای عقل و جانستبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۱۲بخش ۱۸ - گفتار حکیم هند با اسکندر نظامی گنجویمغنی غنا را درآور به جوشبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۱۳بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند نظامی گنجویدهقان فصیح پارسی زادبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۱۴بخش ۳ - آغاز سخن عطار نیشابوریتمامت طول و عرض آفرینشبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۱۵بخش ۱۵ - آغاز داستان عطار نیشابوریکنیزی بود قیصر را در ایوانبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۱۶بخش ۱۳ - افسانهٔ نانوای بینوا و توانگری وی به طالع پسر نظامی گنجویمغنی بیار آن نوای غریببرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۱۷شمارهٔ ۴ - مجلس چهارم سعدی شیرازیبسم الله الرحمن الرحیم نام خداوندیست که تا او نخواهد صبا پردهٔ گل نشکفاند و باد گیسوی شمشاد نجنباند، بیحکم او زمرد غنچه بیجاده نشود،…برچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۱۸بخش ۳۵ - رسیدن نامهٔ لیلی به مجنون نظامی گنجویروزی و چه روز؟ عالم افروزبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۱۹بخش ۶۷ - باز رفتن بسر قصّه عطار نیشابوریالا ای پیک راه بی نهایتبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۱۲۰بخش ۵۴ - در بیان روح و جسم و نقصان نفس، و گرفتاری روح باو و رهائی یافتن ببرکت متابعت شاه اولیا عطار نیشابوریروح تو شهباز علوی آمده استبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
