غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از قوت مستیم ز هستیم خبر نیست

مستم ز می عشق و چو من مست دگر نیست

۱

در جشن می عشق که خون جگرم ریخت

نقل من دلسوخته جز خون جگر نیست

۲

مستانِ می‌ِ عشق درین بادیه رفتند

من ماندم و از ماندن من نیز اثر نیست

۳

در بادیهٔ عشق نه نقصان نه کمال است

چون من دو جهان خلق اگر هست و اگر نیست

۴

گویند برو تا به درش برگذری بوک

هیهات که گر باد شوم روی گذر نیست

۵

زین پیش دلی بود مرا عاشق و امروز

جز بی‌خبریم از دل خود هیچ خبر نیست

۶

جانا اگرم در سر کار تو رود جان

از دادن صد جان دگرم بیم خطر نیست

۷

در دامن تو دست کسی می‌زند ای دوست

کاو در ره سودای تو با دامن تر نیست

۸

دانی که چه خواهم من دلسوخته از تو

خواهم که نخواهم، دگرم هیچ نظر نیست

۹

عطار چنان غرق غمت شد که دلش را

یک دم دل دل نیست زمانی سر سر نیست

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیستقافیه: ـر۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. ریختنیست
  3. رفتندنیست
  4. استنیست
  5. بوکنیست
  6. امروزنیست
  7. جاننیست
  8. دوستنیست
  9. تونیست
  10. رانیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.