اینت گم گشته دهانی که توراست
وینت نابوده میانی که توراست
۱از دو چشم تو جهان پرشور است
اینت شوریده جهانی که توراست
۲جادوان را به سخن خشک کنی
خه زهی چربزبانی که توراست
۳آخر این ناز تو هم در گذرد
چند مانده است زمانی که توراست
۴گفتی از من شکری باید خواست
اینت آشفته دهانی که توراست
۵چون بهای شکرت صد جان است
چه کنم نیمهٔ جانی که توراست
۶مده ای ماه کسی را شکری
که شکر هست زبانی که توراست
۷خط معزولی حسن تو دمید
سست ازآن گشت عنانی که توراست
۸قیر شد گرد رخت غالیه گون
خطت از غالیه دانی که توراست
۹چون خط او بدمد ای عطار
کم شود آه و فغانی که توراست
۱۰