هر که عزم عشق رویش میکند
عشق رویش همچو مویش میکند
۱هر که ندهد این جهان را سه طلاق
همچو دزد چار سویش میکند
۲او نیاید در طلب اما ز شوق
دل به صد جان جستجویش میکند
۳او نگردد نرم از اشکم ولیک
اشک دایم شست و شویش میکند
۴هر که از چوگان زلفش بوی یافت
بی سر و بن همچو گویش میکند
۵هر که در عشقش چو تیر راست شد
چون کمان زه در گلویش میکند
۶سرخروی او بباید شد به قطع
هر که را عشق آرزویش میکند
۷سختدل آهن نه بر آتش نگر
تا چگونه سرخ رویش میکند
۸از درش عطار را بویی رسید
آه از آنجا مشک بویش میکند
۹