غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۷ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

نه یار هرکسی را رخسار می‌نماید

نه هر حقیر دل را دیدار می‌نماید

۱

در آرزوی رویش در خاک خفت و خون خور

کان ماه‌روی رخ را دشوار می‌نماید

۲

بر چار سوی دعوی از بی‌نیازی خود

سرهای سرکشان بین کز دار می‌نماید

۳

سلطان غیرت او خون همه عزیزان

بر خاک اگر بریزد بس خوار می‌نماید

۴

گر مرد ره نه‌ای تو بر بوی گل چه پویی

رو باز گرد کین ره پر خار می‌نماید

۵

زنهار تا بپویی بی رهبری درین ره

زیرا که این بیابان خون‌خوار می‌نماید

۶

گر مردیی نداری پرهیز کن که چون تو

سرگشتگان گمره بسیار می‌نماید

۷

در راه کفر و ایمان مرد آن بود که خود را

دایم چنانکه باشد در کار می‌نماید

۸

در کار اگر تمامی در نه قدم درین ره

کاحوال ناتمامان بس زار می‌نماید

۹

کو آتشی که بر وی این خرقه را بسوزم

کین خرقه در بر من زنار می‌نماید

۱۰

اندر میان غفلت در خواب شد دل من

کو هیچ دل که یک دم بیدار می‌نماید

۱۱

جمله ز خود نمایی اندر نفاق مستند

کو عاشقی که در دین هشیار می‌نماید

۱۲

در بند دین و دنیی لیکن نه دین و دنیی

سرگشته روزگاری عطار می‌نماید

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌نمایدقافیه: ـار۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌نمایدمی‌نماید
  2. خورمی‌نماید
  3. خودمی‌نماید
  4. عزیزانمی‌نماید
  5. پوییمی‌نماید
  6. رهمی‌نماید
  7. تومی‌نماید
  8. رامی‌نماید
  9. رهمی‌نماید
  10. بسوزممی‌نماید
  11. منمی‌نماید
  12. مستندمی‌نماید
  13. دنییمی‌نماید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.