غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دی در صف اوباش زمانی بنشستم

قلاش و قلندر شدم و توبه شکستم

۱

جاروب خرابات شد این خرقهٔ سالوس

از دلق برون آمدم از زرق برستم

۲

از صومعه با میکده افتاد مرا کار

می‌دادم و می‌خوردم و بی می ننشستم

۳

چون صومعه و میکده را اصل یکی بود

تسبیح بیفکندم و زنار ببستم

۴

در صومعه صوفی چه شوی منکر حالم

معذور بدار ار غلطی رفت که مستم

۵

سرمست چنانم که سر از پای ندانم

از باده که خوردم خبرم نیست که هستم

۶

یک جرعه از آن باده اگر نوش کنی تو

عیبم نکنی باز اگر باده پرستم

۷

اکنون که مرا کار شد از دست، چه تدبیر

تقدیر چنین بود و قضا نیست به دستم

۸

عطار درین راه قدم زن چه زنی دم

تا چند زنی لاف که من مست الستم

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـستم۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بنشستمشکستم
  2. سالوسبرستم
  3. کارننشستم
  4. بودببستم
  5. حالممستم
  6. ندانمهستم
  7. توپرستم
  8. تدبیردستم
  9. دمالستم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.