ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم
در دیر مغان راه خرابات گرفتیم
۱پی بر پی رندان خرابات نهادیم
ترک سخن عادت و طامات گرفتیم
۲آن وقت که خود را همه سالوس نمودیم
اکنون کم سالوس و مراعات گرفتیم
۳در چهرهٔ آن ماه چو شد دیدهٔ ما باز
یارب که به یک دم چه مقامات گرفتیم
۴بس عقل که شد مات به یک بازی عشقش
ور عقل درو مات نشد مات گرفتیم
۵چون عقل شد از دست ز مستی می عشق
با دلشدگان راه مناجات گرفتیم
۶چون شیوه عطار درین راه بدیدیم
آن شیوه ز اسرار و کرامات گرفتیم
۷