با خط سرسبز بیرون آمدی
آفت دلهای پرخون آمدی
۱تا خط آوردی به خون عاشقان
چست از بهر شبیخون آمدی
۲در درون دل درآیی یک زمان
شبروی را چونکه بیرون آمدی
۳چون کمین گیرم که بر خورشید و ماه
در کمال حسن افزون آمدی
۴دوش در جوش آمدم در نیم شب
در برم با جام گلگون آمدی
۵در گرفتی شمع و در دادی شراب
راستی را چست موزون آمدی
۶سرو بودی کز چمن برخاستی
ماه بودی تو ز گردون آمدی
۷کس نداند کور بادا چشم بد
کان زمان در چشم ما چون آمدی
۸در میان حلقه با زنجیر زلف
در خور عطار مجنون آمدی
۹