غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۳ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

هم تن مویم از آن میان که نداری

تنگ دلم مانده زان دهان که نداری

۱

ننگری از ناز در زمین که دمی نیست

سر ز تکبر بر آسمان که نداری

۲

من چه بلایی است هر نفس که ندارم

تو چه نکویی است هر زمان که نداری

۳

هرچه بباید ز نیکویی همه هستت

مثل بماند است در جهان که نداری

۴

نام وفا می‌بری و هیچ وفایی

از تو نیاید بدان نشان که نداری

۵

گفته بدی عاقبت وفای تو آرم

این ننیوشم از این زبان که نداری

۶

یک شکرم ده که سود بنده در آن است

زانکه بسی افتد این زیان که نداری

۷

گرچه شکر داری و قیاس ندارد

هست چو ندهی به کس چنان که نداری

۸

گفته بدی خون تو به درد بریزم

تا برهی تو ز نیم جان که نداری

۹

تو نتوانی به خون من کمری بست

خاصه کمر بر چنان میان که نداری

۱۰

بر تن عطار کز غمت چو کمانی است

چند کشی آخر این کمان که نداری

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: که نداریقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«که نداری» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. ندارینداری
  2. نیستنداری
  3. ندارمنداری
  4. هستتنداری
  5. وفایینداری
  6. آرمنداری
  7. استنداری
  8. نداردنداری
  9. بریزمنداری
  10. بستنداری
  11. استنداری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.