به هر کویی مرا تا کی دوانی
ز هر زهری مرا تا کی چشانی
۱چو زهرم میچشاند چرخ گردون
به تریاک سعادت کی رسانی
۲گهی تابوتم اندازی به دریا
گهی بر تخت فرعونم نشانی
۳برآری برفراز طور سینا
شراب الفت وصلم چشانی
۴چو بنده مست شد دیدار خود را
خطاب آید که موسی لنترانی
۵ایا موسی سخن گستاخ تا چند
نه آنی که شعیبم را شبانی
۶من آنم که شعیبت را شبانم
تو آنی که شبانی را بخوانی
۷منم موسی تویی جبار عالم
گرم خوانی ورم رانی تو دانی
۸شبانی را کجا آن قدر باشد
که تو بیواسطه وی را بخوانی
۹سخن گویی بدو در طور سینا
درو در و گهر سازی نهانی
۱۰ایا موسی تو رخت خویش بربند
که تا خود را به منزلگه رسانی
۱۱نه ایوبم که چندین صبر دارم
نیم یوسف که در چاهم نشانی
۱۲برون آمد گل زرد از گل سرخ
مکن در باغ ویران باغبانی
۱۳نشان وصل ما موی سفید است
رسول آشکارا نه نهانی
۱۴زهی عطار کز بحر معانی
به الماس سخن در میچکانی
۱۵