جاهلی میگفت احنف را متاب
گر یکی گوئی تو ده گویم جواب
۱احنفش گفتا تو گر گوئی دهم
من یکی باتو نگویم این بهم
۲خلق نبود این که تا یابی خبر
از فروتر کس شوی زیر و زبر
۳چون حقارت بر نتابی از حقیر
چون کشی پس کبریای آن کبیر
۴خلق چیست ز خلق خون نوشیدن است
باز ناپوشیدن و کوشیدن است
۵